تبليغاتX
لحظه - .
 مهربانی گاهی یعنی گوش سپردن به جزئیات، وقتی برای تو حاشیه‌‌ست و برای دیگری اصل ماجرا.

وقتی تو تاب شنیدن نداری و دیگری دیگر تاب نگفتن.

تو حوصله‌ی گیربکس و صفحه کلاژ و افسر بی‌انصاف و پنجاه تومان کم و زیاد کرایه را نداری، خیال می‌کنی با خودت که مردم دارند می‌میرند از بیداد و گرسنگی، تو داری می‌میری از اضطراب‌ها و چه‌کنم‌هات، که چه جای این چیزهای پیش‌پاافتاده، اما راننده‌هه‌ی پیر خسته، هجده ساعت از روزش، زندگی‌اش، همین‌هاست.

حالا برای خودت مثال بزن، از پدر و مادرت، دوستت، بچه‌ات، همکارت... هر کس که تو را، حتی برای لحظه‌ای، پناه می‌داند.

  

 

* از یادآوری‌هاست، برای خود بی‌تابم البته، آدم گاهی می‌نویسد که خجالت بکشد.

 

+  شنبه 1388/09/07 7:45 PM    |