زمین بازی ابتدای خیابان ویلای جنوبی، ضلع غربی.
احتراما٬ در خاطرهام، باز هم بشو همان زمین بازی که توش پسرهای نوجوان جوشجوشی و گاهی تک و توک دخترهای ریزاندام، با قیافههای غمگین و پسرانه بسکتبال بازی میکنند.
نه یک محوطهی کوچک سیمانی، که دور تا دورش را فنس کشیدهاند و جان میدهد برای این که چند نفر، بریزند سر جوانکی نحیف و دستهاشان یک لحظه بیکار نماند از زدن و زدن و باز هم زدن.
نه جایی که زنی ایستاده کنار فنسها و اندازهی تمام قلبش، اندازهی فاصلهی بینهایت این فنسهای نازک، میان او و آن پسر، اشک میریزد.
نه جایی که زنی دیگر را دارند میکشند و میبرند، چون داد زده که رها کنند پسرک را، این جور بیرحم نزنندش.
با تشکر.