تبليغاتX
لحظه - .

ممنونم ازت، که گاهی نیستی. و این گاهی، درست وقتی است که خیال می‌کنم باید باشی.

ممنونم، که گاهی مرا یادت می‌رود. و این گاهی، درست وقتی است که من زیاد به یادت هستم.

ممنونم ازت، که درست وقتی هستی که نباید باشی.

ممنونم که افسار می‌کنی خیالم را، خواستن‌ام را.

ممنونم ازت، که درست وقتی فکر می‌کنم خب... این شادی‌هه تا کی قرار است بماند، "کی"‌اش را برایم معلوم می‌کنی.

ممنونم ازت، که یادم می‌آوری تحسین‌ها و دوست داشتن‌ها، خیلی‌شان باد هواست.

که یادم می‌آوری در چه ظرف کوچکی دارم می‌سنجم اندازه‌ام را. که چه کوچکم، که چه می‌ماند در دستم؟ هیچ...

...

من را اگر رها کنی، تا آسمان هفتم، تا نزدیک خورشید، با بال‌های مومی می‌پرم.

تو، شاید ندانسته، بال و پر مومی‌ام را می‌کنی از شانه‌ام.

درد دارد، خیلی هم. اما خوب است، خوب است.

باید منتظر بال‌های حقیقی‌ام بمانم. 

+  دوشنبه 1387/06/11 9:21 PM    |