گفتم: « اگر خدا واقعا وجود دارد، در بازی قایمموشک با آفریدههایش بسیار هوشمند است.»
پدر با صدای بلند خندید، اما میدانستم دربست با من موافق است.
گفت: «شاید پس از دیدن آنچه خلق کرده، ترسیده و از همه چیز دوری گزیده است. میدانی، به آسانی نمیتوان گفت که از میان خدا و آدم، کدام یک بیشتر ترسیدهاند. به گمان من، چنین عمل آفرینشی هر دو طرف را میترساند. البته قبول دارم که او پیش از آنکه برود میتوانست دستکم پای شاهکار خود را امضا کند.»
«امضا کند؟»
« به آسانی میتوانست نام خود را در یک دره یا جای دیگری حک کند.»
« پس شما به خدا اعتقاد دارید؟»
« چنین حرفی نزدم. در واقع حرف من این است که خداوند در عرش اعلا مینشیند و به ما میخندد، چون به او اعتقاد نداریم.»
...
« هرچند شماره تلفنی از خودش بر جای نگذاشته، جهان را باقی گذاشته است. فکر میکنم کاملا منصفانه است.»
راز فال ورق
یوستین گوردر
ترجمهی عباس مخبر
نشر مرکز