گوش دادن به صدای نه چندان مطبوع سیاوش قمیشی و کشف کردن تک ترانههای خوبش میان همه آلبومها، یعنی زمستان 83. زمستان تلخ و سنگین 83. یعنی کشف بیواسطهی تنهایی. یعنی نشستن کف اتاق و دور و بر را پر از کاغذ و جزوه و مقاله و لغت نامه کردن. یعنی اضطراب برای سمینار. یعنی حال به هم خوردگی از درسهای مزخرف. یعنی جشن هولهولکی فارغ التحصیلی. یعنی برف و برف و باز هم برف. یعنی تلخی. یعنی انتظار، یعنی شبهای دراز دیوانهوار تنهایی و اشک و اشک.
و باز هم اشک.