تبليغاتX
لحظه -

می‌دانی مچ خودم را کی گرفتم؟ وقتی که داشتم یه گفتگوی سه نفره را می‌خواندم. از همان اولش دیدم که گفتگو بیشتر با دو نفر پیش می‌رود و از سومی خبری نیست.

خب... مسخره‌ش این بود که باز سیستم دلسوزی برای اقلیت به کار افتاد. هی منتظر بودم که نفر سوم هم وارد گفتگو شود. هی منتظر بودم، منتظر بودم... هاه...! وارد شد. دلم آرام گرفت یک کم. خب... همین یک جمله؟ بگو باز یک چیزی... بگو، بگو، بگو... آهان... بد نیست. صبر کن ببینم... وای! دیگر بهتر از این نمی‌شود، همین سه جمله‌ای که گفت سوتیتر هم شده!

...

یعنی بلند خندیدم از دست خودم ها!

+  سه شنبه 1386/05/02 4:54 PM  آذین  |