تبليغاتX
لحظه -

 

 

                   

 

دمپایی زرده، دمپایی آبیه، دمپایی صورتی پررنگه. جفتشان کرده‌ام کنار دیوار اتاق. لباس‌های خانه که رنگشان عوض می‌شوند، دمپایی‌ها هم به تناسب رنگ به رنگ می‌شوند.

رنگ روزها؟

شاید.

 

* توضیح عکس: باران دیوانه‌ی بی‌جنبه، یک عالمه راه رفتن و حرف زدن. نشستن روی پله‌های دم خانه‌هه، که دیوانه‌گی کمی آرام بگیرد، صدای سگه از پشت در. باز هم راه رفتن. خسته شدن و نشدن. اعتراف.

"آسمون گرومبه‌"‌ها، کلاغ‌ها با آن صدای مثل قیچی‌شان، شکلات، دست‌های یخ کرده، موهای چسبیده به فرق سر، مقنعه‌ی خیس و سنگین که آخ! چه قدر دلم می‌خواست نبود... خوب بود. خوب بود امروز.

 

+  شنبه 1386/02/08 11:52 PM  آذین  |